جهاد تبیین در رسانه؛ 7 روایت مؤثر

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ موضوع فقط انتشار محتوا نیست؛ تولید محتوا ویژگیها و الزامات خاص خود را دارد. ما درباره روایت سخن میگوییم، زیرا جنگ امروز، جنگ شناختی است؛ رسانه سلاح این جنگ و روایت، مهمترین گلولهای است که با این سلاح شلیک میشود.
البته هر روایتی مؤثر نیست. گاهی برای تولید و انتشار یک روایت تلاش زیادی میشود، اما نتیجه لازم به دست نمیآید. پرسش اصلی این است: چگونه میتوان روایتی تولید کرد که اثرگذار باشد؟
روایت نباید گنگ یا مبهم باشد؛ مخاطب باید بفهمد موضوع اصلی چیست و روایت میخواهد به چه پرسشی پاسخ دهد
۱. آغاز جذاب و قلاب روایی
نخستین عنصر روایت مؤثر، داشتن آغاز مشخص است. مخاطب باید بداند روایت از کجا شروع میشود و قرار است به کجا برسد.
آغاز روایت بهتر است «قلاب» داشته باشد؛ یعنی بهگونهای باشد که بتواند شنونده یا بیننده را در همان لحظات نخست با خود همراه کند. این قلاب، مخاطب را در روایت نگه میدارد و فرصت میدهد پیام اصلی بهتدریج منتقل شود.
بنابراین، روایت باید شروعی روشن، جذاب و ترجیحاً قلابدار داشته باشد تا مخاطب را به ادامه آن ترغیب کند.
۲. موضوع روشن و مشخص
عنصر دوم، وجود موضوع مشخص در روایت است. روایت نباید گنگ یا مبهم باشد؛ مخاطب باید بفهمد موضوع اصلی چیست و روایت میخواهد به چه پرسشی پاسخ دهد.
اگر موضوع روایت روشن نباشد، مخاطب نمیداند گوینده درباره چه موضوعی صحبت میکند و قرار است چه نتیجهای بگیرد. بنابراین، موضوع باید از ابتدا یا در روند روایت بهوضوح تعریف شود.
روایت معمولاً باید به یک سؤال یا موضوع پاسخ دهد. همین پاسخگویی است که مخاطب را با روایت همراه میکند.
۳. شخصیتپردازی و قرار دادن انسان واقعی در مرکز روایت
عنصر سوم، شخصیت است. روایت مؤثر بهتر است یک شخصیت واقعی را در مرکز خود قرار دهد.
این شخصیت میتواند فردی مشهور یا صاحب عنوان باشد؛ اما الزاماً نباید چهرهای شناختهشده در سطح عمومی باشد. گاهی فردی در یک حوزه خاص شهرت دارد؛ برای نمونه:
- فردی شناختهشده در زمینه مباحث نظامی
- کارشناس یا نویسنده حوزه دین
- پژوهشگر مسائل فرقهها
- فعال یا تحلیلگر مسائل امنیتی
- خبرنگار یک حوزه تخصصی
- معلم یا استاد دانشگاه
- مسئولی که با موضوع روایت ارتباط مستقیم دارد
ارتباطگیری مردم با انسانهای واقعی، باتجربه و شناختهشده معمولاً آسانتر از ارتباط آنان با آمار، مفاهیم انتزاعی و اعداد و ارقام است. به همین دلیل، روایتی اثرگذارتر است که یک انسان واقعی در مرکز آن قرار گرفته باشد.
۴. چالش، تعارض و موضوع حساس
ارتباطگیری مردم با انسانهای واقعی، باتجربه و شناختهشده معمولاً آسانتر از ارتباط آنان با آمار، مفاهیم انتزاعی و اعداد و ارقام است
عنصر چهارم، وجود چالش یا تعارض است. روایت باید چالش داشته باشد؛ زیرا اگر در آن تعارضی وجود نداشته باشد و موضوعی برای حلکردن مطرح نشود، روایت جذابیت کافی پیدا نمیکند.
قلاب ابتدایی مخاطب را وارد روایت میکند، اما ادامه روایت نیز باید کشش و جذابیت داشته باشد. ایجاد تعارض واقعی، طرح گفتوگوها و نشاندادن مسیر حل یک موضوع میتواند این جذابیت را حفظ کند.
البته روایتگر انقلاب اسلامی، مسلمان و متدین، به سراغ دروغ، تهمت و فریب نمیرود. وی چالش جعلی ایجاد و برای افزایش هیجان، واقعیت را تحریف نمیکند. هیجان میتواند به جذابیت روایت کمک کند؛ اما اگر این هیجان بر دروغ، تهمت و فریب استوار باشد، تفاوتی میان روایتگر انقلاب و روایتگر رسانههای معاند باقی نمیماند. یکی از دشواریهای روایتگری این است که بتوانیم چالشهای واقعی را کشف کنیم و روایت خود را پیرامون همان چالشها شکل دهیم.
۵. امیدآفرینی و نشاندادن امکان پیروزی
عنصر پنجم، امیدآفرینی است. ما در دورهای قرار داریم که روایتگر انقلاب اسلامی، در واقع در میدان جهاد تبیین فعالیت میکند. جهاد، کاری دشوار و همراه با درنظرگرفتن دشمن است. بنابراین، وقتی روایتگر در این جنگ شناختی سخن میگوید، باید بداند در برابرش دنیای استکبار قرار دارد و دشواریهایی نیز در مسیر نظام و انقلاب وجود خواهد داشت.
اما در کنار این دشواریها، نشانههای امید نیز وجود دارد. خداوند وعده داده است که اگر انسانها در مسیر حق باشند، آنان را یاری میکند: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ».
روایتگر باید در کنار بیان سختیها، روایتگر فتح و امید نیز باشد. تفاوت روایت مؤثر با روایتهای منفی و ناامیدکننده در این است که روایت مؤثر:
- امکان پیروزی را نشان میدهد
- پیروزیهای بهدستآمده را روایت میکند
- امکان تغییر و دستیابی به موفقیتهای بیشتر را نشان میدهد
در جنگ شناختی، نباید به مخاطب القا کرد که با بنبست مواجه هستیم. اگر باور داریم در جبهه حق قرار داریم، باید بدانیم که پیروزی نهایی از آنِ جبهه حق است.
روایتگر انقلاب نباید فقط شکستها، سختیها و مشکلات را برای مردم بازگو کند؛ بلکه باید پیروزیهای حاصلشده، موفقیتهای در حال شکلگیری و امکان پیروزیهای آینده را نیز به مردم نشان دهد.
۶. ارائه راهحل
عنصر ششم، راهحل است. رزمندهای که در جنگ نظامی میجنگد، فقط مشکل را شناسایی نمیکند؛ بلکه برای حل آن نیز برنامه دارد. اگر دشمن بخشی از سرزمین را اشغال کرده باشد، رزمنده برای آزادسازی آن منطقه اقدام میکند یا با تصرف موضعی در خاک دشمن، مانع ادامه حمله اش میشود.
در روایت نیز صرفاً بیان مشکل کافی نیست. روایت باید به یک موضوع پاسخ دهد و راهی برای برونرفت از آن ارائه کند. پس از بیان موضوع، چالش و تعارض و پس از ایجاد امید، باید پرسید: راهحل چیست؟
راهحل میتواند در ابعاد مختلف بررسی شود:
- یک فرد، بهعنوان مخاطب، چه کاری میتواند انجام دهد؟
- اگر مخاطبان یک شبکه تشکیل دهند، چه اقدامی از آنان برمیآید؟
- مخاطبان نهادی چه وظیفهای دارند؟
- با حل موضوع، چه تغییری در کشور و مسیر انقلاب ایجاد خواهد شد؟
عنصر راهحل باید حتماً در روایت مؤثر حضور داشته باشد.
۷. مستندبودن روایت
عنصر هفتم، مستندبودن روایت است. روایتگر باید برای ادعاها و مطالب خود سند ارائه کند.
این سند میتواند اشکال مختلف داشته باشد:
- مدرک مکتوب
- آمار و ارقام
- معرفی شخصیتهایی که در میدان عمل فعالیت میکنند
- تجربههای واقعی و قابل بررسی
- اطلاعاتی که امکان راستیآزمایی داشته باشد
برای نمونه، هنگامی که شهید امام خامنه ای (ره) درباره مذاکره در شرایط تهدید و رفتار دولتهای طرف مقابل سخن میگفتند، بخشی از استدلال ایشان بر تجربه استوار بود. تجربه نیز نوعی دلیل و سند به شمار میرود.
سند الزاماً فقط یک برگ کاغذ نیست؛ بلکه میتواند اطلاعات قابل راستیآزمایی، تجربه تاریخی یا واقعیتی باشد که مخاطب بتواند آن را بررسی و درک کند.
دشمن در جنگ شناختی از ابزارهایی مانند آمارسازی، اسناد جعلی، اطلاعات غیرواقعی و اخبار جعلی استفاده میکند. بنابراین، برای آرامکردن مخاطب و ایجاد اعتماد، باید مستندات واقعی ارائه شود تا مخاطب بتواند با اطمینان آن را بپذیرد.
روایتگری برای فهم، احساس و اقدام
هدف جهاد تبیین این نیست که صرفاً حرف خودمان را بزنیم. باید واقعیت را بهگونهای روایت کنیم که مخاطب:
- موضوع را بفهمد
- آن را احساس کند
- دربارهاش بیندیشد
- به امکان اصلاح و پیروزی امیدوار شود
- وضعیت و مسیر حل موضوع را بشناسد
- بتواند مستندات را مشاهده و بررسی کند
گاهی مخاطب، خود، روایت بعدی را مستندسازی میکند. روایت امروز، اگر درست تولید شود، میتواند پایهای برای روایت موفقیت فردا باشد.
بهره سخن
روایت مؤثر باید دارای آغاز و قلاب مناسب، موضوع روشن، شخصیت واقعی، چالش و تعارض، امیدآفرینی، راهحل و مستندات باشد.
روایتگر جبهه انقلاب باید هم دشواریها را ببیند و هم پیروزیها را روایت کند؛ هم چالشهای واقعی را مطرح کند و هم از دروغ، تهمت و فریب دور بماند؛ هم موضوع را توضیح دهد و هم راهحل ارائه کند.
در جنگ شناختی، رسانه سلاح و روایت گلوله آن است. بنابراین، باید تلاش کنیم در جایگاه جهادگران عرصه رسانه، روایتهایی دقیق، مستند، امیدآفرین و اثرگذار برای جبهه انقلاب تولید کنیم.